๑۩۞۩๑سرزمین عشق ๑۩۞۩๑
دو شنبه 23 اسفند 1389برچسب:, :: 17:56 :: نويسنده : vahid
در کنار ساحل دریا قدم میزدم به یاد تو ، موجها می آمدند به کنارم و میرفتند، اما تو نبودی. اما به یاد تو در کنار دریا قدم میزدم. قطره های باران قدم میزدم اما تو نبودی. باران یاد تو را در دلم زنده کرد. شروع آرزوهای در کنار تو بودن . پا کرد و چشمهایم به یاد تو بارانی شد. میتوانستی از روی گونه هایم پاک کنی. دل پر از درد دل به جا می ماند. من یک دنیا با ارزش است. غصه هایم فدای آن عشق پاکت. خاطر آن جانم نیز فدایش خواهم کرد. نیست در آن که یک دلتنگم. مطمئن باش که خیلی خوشبختم. باران خاطره ای بود از عشقم و غروب که رسید یادگاری از چشمهای خیسم به جا ماند. نیست ، تو هستی و یک دنیا خوشبختی! دلتنگی ها و اشکهایم میخواهم عزیزم.
|
درباره وبلاگ ![]() نام : غم نام خانواگي:بيسیک نام پدر:درد نام مادر: پريشاني نام پدربزرگ : درويش تنها نام مادربزرگ : سلطان غم محل تولد:ويرون شهر تاريخ تولد:يكي از روز هاي باروني شماره شناسنامه : عدد تنهايي شغل:منتظر وضعيت فكري:فقط سوال جرم:افراط درعاشقي تاريخ جرم:روز اول خوشي ساعت جرم:شروع تپش قلب محل جرم :آشيان دوست علت جرم:فقط زندگي وزن:به سنگيني بغض چند ساله قد:كمتر از خاك رنگ چشم:صورتي رنگ مو:همرنگ درد تحصيلات:پايه آخر بد بختي مدت محکوميت : حبس ابد چراغم : شمع سقفم : اسمان مونسم : شب کارم : حسرت يادم : انتظار تو دردم : فراغ فريادم : سکوت ارزويم :ديدار تو زندگيم : فقط تو ادرس : خيابان غمستان – ميدان تنهايي – چهارراه بدبختي – خيابان رنج – کوچه غربت آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان ![]()
![]() |
|||||||||||||||